پیام نما

ایرانگردی و جهانگردی عدالت عابدینی

پیام نما

ایرانگردی و جهانگردی عدالت عابدینی

پیام نما
پیوندهای روزانه
  • ۰
  • ۰

ترکمنچای دو جور نان گرد و ضخیم دارد؛ یکی معمولی و دیگری شیرین. صبح یکی از همان نان‌های معمولی را با کمی پنیر خامه‌ای و چای تازه‌دم در ورزشگاه می‌خورم. صبحانه‌ای ساده، اما دلچسب.
آقای رجبی هم پیدایش می‌شود. مثل هر روز اول صبح، کار همیشگی‌اش را انجام می‌دهد؛ آبیاری زمین چمن ورزشگاه. یکی از اهالی برایم تعریف می‌کند که هزینۀ چمن‌کاری را خیّری پرداخته است. با خودم فکر می‌کنم اگر به جای چمن طبیعی، چمن مصنوعی کار می‌گذاشتند، هم در مصرف آب صرفه‌جویی می‌شد و هم کار رجبی کمتر. درست است که چمن مصنوعی دوام بالاتر و نگهداری آسان‌تر دارد، اما سختی ِخودش را هم دارد و سطحش لغزنده‌تر است. با این حال، در روزگاری که باران کم می‌بارد، شاید همین انتخاب هم ناگزیر بوده است.
وجه تسمیه ترکمنچای به روزگار اتابکان برمی‌گردد. آن زمان گروهی از ترکمانان به اینجا مهاجرت کردند و نام آن شد «ترکمن کَندی». «کَند» در زبان ترکی یعنی روستا. همین پسوند را در نام روستاهای دیگری هم می‌بینیم؛ مثل داشکندی، قاضی‌کندی یا بالش‌کندی. کم‌کم این نام به «ترکمنچای» تغییر یافت. «چای» در زبان ترکی یعنی رودخانه، و همین رودخانه امروز درست وسط شهر جریان دارد و آن را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم می‌کند.
این شهر در گذشته اهمیت بیشتری داشت. جاده میانه–تبریز، یا به عبارتی تهران–تبریز، از دل ترکمنچای می‌گذشت. حتی ناصرالدین‌شاه در سال ۱۲۹۵ هجری قمری به اینجا سفر کرده بود. اما با روی کار آمدن پهلوی، مسیر جاده تغییر کرد و سهم ترکمنچای کم‌رنگ‌تر شد.
شهر، تاریخ خیلی کهنی ندارد و همان اندک آثار تاریخی هم که داشته، از بین رفته است؛ مثل حمام امیرکبیر که به دستور خود امیرکبیر ساخته شده بود.
خیلی دلم می‌خواست محل امضای قرارداد ترکمنچای را ببینم؛ همان قراردادی که باعث جدایی ایروان، نخجوان و بخش بزرگی از تالش از ایران شد. آقای اصغری فرهنگی و اهل آموزش‌وپرورش، لطف می‌کند و مرا به آنجا می‌برد. اما امروز اثری از گذشته نیست؛ نه عکسی، نه تابلویی. ساختمان به منزل مسکونی تبدیل شده است.
ترکمنچای زمانی به «شهر هزارچشمه» معروف بود. امروز اما بیشتر آن چشمه‌ها خشکیده‌اند. مهدی اصغری، برخی از چشمه‌ها را نشانم می‌دهد؛ بعضی کم‌رمق، بعضی هم کاملاً خشک.
برای بررسی بیشتر به اداره منابع آب شهرستان می‌روم. این اداره مسئول مدیریت پایدار و قانونی منابع آب است؛ از حفاظت گرفته تا تأمین نیاز شرب، صنعت و کشاورزی. رئیس اداره، آقای پزشکی، دل پُری دارد. با احتیاط آمار می‌دهد اما صریح می‌گوید:
«بارندگی خیلی کم شده؛ پارسال تا مرداد ۳۲۴ میلی‌متر داشتیم، امسال ۲۰۸ میلی‌متر. از طرفی هم در سال‌های گذشته مجوزهای بی‌رویه برای حفر چاه‌های عمیق داده شد. حتی بعضی از چاه‌های مجاز بیش از اندازه حفر شده‌اند.»
از او می‌پرسم چه راهکاری هست. پاسخ می‌دهد:
-    تغییر الگوی کشت، تغییر روش آبیاری به قطره‌ای، نصب کنتورهای هوشمند، بازرسی‌های مداوم، قطع برق مشترکان پرمصرف و البته فرهنگ‌سازی بین کشاورزان برخی از این راهکارها است.
می‌گوید در همین سه ماهی که مسئول شده، ۲۰۰ پرونده شکایت مربوط به چاه‌ها و استخرهای غیرمجاز داشته و برخی از چاه‌ها هم پر شده‌اند. حتی فیلمی از پرشدن چاه‌ها نشانم می‌دهد.
با همه این مشکلات، آب ترکمنچای طعم بی‌نظیری دارد. تا حالا فقط یک‌بار چنین آبی چشیده بودم؛ آن هم در چشمه دیمه چهارمحال بختیاری. با خودم فکر می‌کنم اگر وسیله داشتم، حتماً دبه‌ای از این آب با خودم می‌بردم.
شهر به صورت شمالی–جنوبی گسترش یافته و خیابان‌های اصلی‌اش را درختان بلند سایه زده‌اند. هوایش پاک و شفاف است. باغ‌ها در شمال شهر، نقش بزرگی در لطافت هوا دارند. محصولاتی مثل سیب، گردو و بادام، عمده تولیدات این باغ‌هاست.
دیداری هم با جمال سلیمی دارم؛ هنرمند نقاش ترکمنچای. از کودکی با حمایت پدر و دایی‌اش وارد دنیای رنگ و بوم شد. بعد هم در دانشگاه اصفهان فنون نقاشی آموخت. امروز بیست سال است که آموزش می‌دهد. او نگاه مالی به آثارش ندارد و آن‌قدر به نقاشی‌هایش دل‌بسته است که حتی کارهای سفارشی را هم دلش نمی‌آید بفروشد. تاکنون هفده نمایشگاه برگزار کرده و همچنان با عشق ادامه می‌دهد.
شب به خانۀ مهرداد می‌رویم. ده نفری دعوت کرده است. همه از علاقمندان ورزش و دوچرخه سواری هستند. غذای مفصلی به تنهایی پخته است. گذشته از سفرۀ رنگارنگش، انواع میوه‌ها را هم روبروی‌مان می‌چیند. در آن جمع، درباره دوچرخه‌سواری، لذت و چالش‌های مسیرها با آن‌ها صحبت می‌کنم و حس حضور در این شهر کوچک اما زنده و پر از تلاش مردمانش را بیشتر درک می‌کنم.
 

  • ۰۴/۰۷/۱۰
  • عدالت عابدینی

عدالت عابدینی

هزار چشمه

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی